سلام به همه دوستهاي گلم خوبيد ؟سلامتيد؟زندگي خوب پيش مي ره ؟فيلم هندي در دسترس هست،خوب خدا روشکر اول از همه از دوستهاي عزيزم که دفعه پيش اومدند و نظر دادند تشکر مي کنم واقعا ممنون از لطفتون بلاخره آپ کردم ميدونم خيلي طول کشيد دفعه پيش قول دادم زود آپ کنم اما نشد اين دفعه قول نمي دم چون اينقدر قول دادم و نشده حسابي به بدقولي معروف شدم خوب من بوتناث رو ديدم فيلم قشنگيه شاهرخ با اينکه نقش اصلي نيست و حدود بيست دقيقه تو فيلم هستش ولي کارش عالي بود واقعا نقش يه پدر رو عالي بازي کرده بازي بقيه بازيگر هاي فيلم از جمله آميتاب و جوهي وبچه توي فيلم هم قابل تحسين هستش در کل شما شاهد يه فيلم جالب خواهيد بود که در بعضي صحنه ها غرق در واقعيات زندگي هستش و در بعضي از صحنه ها با جلوه هاي ویژه نه چندان خاص شما رو به دنياي تخيلات ميبره
فيلمبرداري فيلم رب بناده جودي شاهرخ هم شروع شده و بايد خودمون رو آماده ديدن يه فيلم با حضور شاهرخ خان بکنيم که بلاخره نقش اصلي رو بازي مي کنه دختر فيلم هم آنوشکا هستش که اين اولين فيلمشه با اينکه من دوست داشتم شاهرخ اين فيلم رو در کنار يه هنرپيشه باتجربه مثل راني - کارينا یا پریتی بازي کنه ولي اميدوارم اين دخترهم مثل دپيکا در کارش موفق بشه
خوب همونطور که گفته بودم اين آپم فقط عکس هستش ولي قبل از آماده کردن اين آپ با خودم فکر کردم که چه عکس هاي رو بزارم که تا حالا نديده باشيد يا کمتر ديده باشيد چون احتمالا هر والپيپري رو بزارم تا حالا ديدين به خاطر همين تصميم گرفتم عکس هايي رو که خودم از فيلم مي گيرم يا عکس هايي رو که خودم فتوشاپ کردم براتون بزارم به خاطر همين اين سري عکس هايي رو از پشت صحنه فيلم هاي مختلف شاهرخ گذاشتم که جذابيت خودش رو داره و همينطور يه تعداد عکسي که خودم با فتو شاپ روش کار کردم اميدوارم خوشتون بياد براي اينکه عکس ها رو با سايز بزرگ ببينيد روی هر عکس کلیک کنید وبعد از باز شدن عکس با سیو کردن میتونید سایز واقعیشون رو ببینید که کوچیک هم نیستند
در ضمن اگه میخواهید عکس ها رو تو صفحه جدید ببینید تا برای دیدن وبلاگ مجبور به بک کردن نشوید
دگمه شیفت صفحه کلید رو نگه دارید اونوقت روی عکس کلیک کنید که اینکار باعث میشه بتونید چند تا عکس رو با هم باز کنید
اولين سري از عکس ها مربوط به پشت صحنه فيلم کانک هستش
اينجا همون صحنه اي که ما تو فيلم ميبينيم ديو و مايا ،سمر جيت و مادر ديو رو باهم ميبينن ولي در اصل فيلمبرداري که چيزي روبروشون نيست واينا بايد با فضاي خالي حس بگيرندبخاطر همين تا شاهرخ مياد قيافش رو شبيه تعجب زده ها کنه خنده اش ميگيره که با خنده راني جونم هم همراه ميشه از اينجا ماجرا شروع ميشه تا شاهرخ دودفعه خراب مي کنه بعد ميره يه دوري ميزنه که حس خنده اش بره ولي وقتي بر مي گرده سر صحنه به محض فيلمبرداري دوباره ميخنده که اين دفعه خودشم حسابي خجالت مي کشه چون کلي آدم تو صحنه در رفت و آمد بودند که با خراب کردن شاهرخ بايد مسير و برمي گشتن و از اول ميرفتن مثلا يه دختر و پسري که پشت راني و شاهرخ بودند هر دفعه تا بالاي پله ها ميرفتن ودوباره ميومدند پايين بعد از سومين بار خراب شدن اين صحنه و خجالت شاهرخ راني بغلش مي کنه و دوباره آماده ميشند که صحنه رو بگيرند و شاهرخ بايد تو اين صحنه با تعجب مي گفت مامي(مامان)به خاطر همين کلي باخودش تمرين مي کنه آخي شاهرخم پشت سرهم با خودش مي گفت مامي ،مامي خوب بعد از اين همه تمرين مياند صحنه رو دوباره بگيرند که اين دفعه راني جونم خنده اش مي گيره و کارن مجبور ميشه دوباره کات بده خلاصه اين صحنه ماجرايي داره
تو این صحنه رانی پاش به پای شاهرخ گیر می کنه و داشت میخورد زمین که شاهرخ بغلش می کنه ونمیزاره
خوب اینم از چلته چلته البته نشد از همه ویدئوی پشت صحنش عکس بزارم و گرنه صحنه های جالب دیگه ای هم داشت
دیوداس یکی از فیلم های مورد علاقه من اون دست زخمی که میبینید دست شاهرخ که در اثر شکستن بطری های شیشه ای در یکی از صحنه های دیوداس به این روز افتاده
اینم یه سری عکس از کوچ کوچ هوتاهه
این کارن چقدر اون موقع چاق بوده اصلا شبیه الانش نیست
این عکس مصاحبه کارن با شاهرخ و کاجول هستش
دوپلیکت
دیل سه
اینم سری عکس های دان
تو این عکس همون صحنه ای رو میبینید که دان داره اصلحه اش رو چک می کنه، خشاب هفت تیر جا نمیخوره و صحنه خراب میشه بهتر بگم شاهرخ خنده اش میگیره
بقیه صحنه ها هم تو بیان دیالوگ ها اشتباه میشه یا مشکلات دیگه
هم تومهاره صنم
کویلا
ستون عکسي که جدا کردم مربوط ميشه به صحنه اي از فيلم کويلا که شاهرخ زانوش جدي مي شکنه تو اين قسمت داره توضيح ميده که تو هوا ميچرخه و روي زانوش فرود مياد و زانوش مي شکنه
عکس آخر ستون هم خود همون صحنه شکستن زانوش اوني که روي زمين نشسته ومشکي پوشيده و سرش پايينه شاهرخ خودمونه که به همه چي فکر کرده غير از اينکه زانوش آهني نيست که اونجوري روش فرود مياد
اینم پردیس
تو پردیس کارگردانش یه خاطره جالب تعریف می کنه که گفتم براتون بگم اگه یادتون باشه یه صحنه فیلم شاهرخ میگه که سیگار مال اونه و مال نامزد ماهیما چودری نیست بعد ماهیما میگه که :تو هم نباید سیگار بکشی این کار آدم های گردن کلفت و ...
کارگردان میگه که ماهیما اومد پیشش و بهش گفته این دیالوگ اشکال داره ، چطور باید این دیالوگ رو گفت اگه طرف مقابل خودش سیگار بکشه
خلاصه کارگردانه هم کلی براش حرف زده که این دختره چون تو روستا بزرگ شده اینطور فکر می کنه
چی میشه اگه سیگار کشیدن رو ترک کنی؟
حالا یه سری عکس از مسابقه کیا آب پنجوی... که اگه شد بعدا قسمت های جالبش رو براتون ترجمه می کنم
خوب هر چقدر ميخوام تو اين آپم ترجمه نزارم نمي تونم اين تيکه اگه گفتين سوال خانمه چي بود اينقدر سوالش ساده و بيخود بود که من باورم نمي شد درست متوجه سوال شده باشم و اما سوال:آيا دوقلوهاي همسان اثر انگشت همانند دارند؟ درست يا غلط خوب اين سوال رو خانمه کلي روش وقت گذاشت آخه به اين مي گن سوال ؟ حقيقتا در حد ابتدايي بود (اثر انگشت هر شخص منحصر به فرد)و اين چيزي که درهمون اوايل مدرسه ميخوني يا اگه اطلاعات عموميت خوب باشه قبل از مدرسه هم بلدي حالا خانمه چشم پزشک بود البته قبول دارم وقتي شاهرخ کنارت ايستاده و ازت سوال مي کنه اسمت هم ممکنه يادت بره ولي سوال ها همچين هم سخت نيست خوب خانمه بلاخره جواب رو درست گفت بعد رسيدن به اينکه چرا مردم (نزديکانش)بهش مي گن پودل و اون جواب ميده بخاطر اينکه موهاش اينقدر صاف ونرمه که هميشه روي پيشانيش ريخته و چشم هاش رو ميپوشونه شاهرخ ازش ميپرسه به اسم ديگه اي صدات نمي کنند اونم ميگه موتي(چاق)شاهرخ:براي چي چاق ؟شما که چاق نيستي خانمه هم ميگه من هميشه چاقم شاهرخ:نه شما چاق نيستي ، چه کسي رو با خودتون آورديد من ميتونم باهاش صحبت کنم ،بعد اونم يه خانمه رو نشون ميده شاهرخ:اين چاق نيست پس چرا بهش چاق مي گيد؟ چون نمي دونم اسم اينو چي بگم مي گم خانم شماره دو خوب خانم شماره دو(هموني که تو تماشاگر ها نشسته بود)ما به اين اسم صداش مي کرديم اما از اون وقت که اين فيلم شما رو ديده سعي مي کنه 6پک داشته باشه شاهرخ:ا اينم ميخواد 6 پک داشته باشه؟بعد از ام شانتي ام اون هم ميخواد 6 پک بدست بياره،من مي دونم بدنم جوري نيست که پسرها سعي کنه ازش کپي کنه ،فقط دخترها ازش کپي مي کنند
نه ،نه فکر نکنید من عکس رو برعکس گذاشتم این شاهرخ ماست که روی دستهاش مونده آخه این پسر همونطور که تو عکس میبینید خیلی عالی روی دستش می موند شاهرخ بهش میگه خیلی از حرکتش خوشش اومده به خاطر همین باید این حرکت رو بهش یاد بده ومیگه که به اندازه اون این کار رو بلد نیست ،بعد میاد جلو و میگه:من همینقدر بلدم ، بعد روی دستاش می مونه اینکار رو اینقدر عالی انجام میده که همه رو هیجان زده می کنه وکلی براش دست می زنند
اينم دو تا عکسی که خودم با فتوشاپ روش کار کردم بايد ببخشيد چون فتوشاپم همچين قوي هم نيست وقت زيادي هم نداشتم
خوب اينم از آپ اين دفعه اميدوارم خوشتون اومده باشه،آپ بعدي دوباره ميريم سراغ ترجمه من تصميم گرفتم يه تغييراتي در آپ هاي ترجمه بدم خيلي توضيح نمي دم چون دوست دارم خودتون آپ بعد رو ببينيد و نظر بديد که اين نوع آپ رو ترجيح ميدين يا آپ هاي قبلي روفقط بگم که من از اين به بعد آپم رو فقط به ترجمه يک فيلم اختصاص نمي دم بلکه ترجمه مصاحبه ،جشنواره،خبر،عکس،لينک ويدئو هم به ترجمه فيلم اضافه ميشه فقط به جاي اينکه فيلم در دو قسمت ترجمه بشه احتمالا بسته به حجم آپ قسمت بندي ميشه اما نترسيد خيلي طولش نمي دم احتمالا به سه يا چهار قسمت تبديل ميشه ولي فکر کنم اينطوري آپ جالبتر و متنوع تر بشه در ضمن براي دوستهاي غير شاهرخي که فيلم هاي ديگر بازيگران رو براي ترجمه بهم پيشنهاد مي کنند يه خبر دارم ،چون اين وبلاگ مخصوص کينگ خان هستش من نمي تونم تو اين وبلاگ فيلم ستاره ديگه اي رو به عنوان بخش اصلي ترجمه کنم به همین خاطر به زودی میخوام وبلاگ اختصاصي ترجمه فيلم رو که به خيلي از دوستهاي گلم قولش رو دادم تاسيس کنم واونوقت در خدمت همه دوست هاي گل باليووديم باشم خوب دوستهاي گلم من هنوز تصميم نگرفتم ترجمه چه فيلمي رو براي دفعه بعد بزارم خوشحال ميشم نظرتون رو بدونم دوستهاي گلم حالا که لطف کرديد و تا اينجا اومديد نظر يادتون نره هميشه شاد پيروز وموفق باشيد
نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 1:20 توسط پرنسس |